دولت از اول مردادماه پویش عرضه رایگان CNG را در بیش از هزار جایگاه کشور کلید زده است؛ اقدامی که طبق اعلام احسان جانمحمدی، رئیس هیئتمدیره انجمن صنفی CNG کشور، تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد یافت و خودروهای دوگانهسوز میتوانند بدون پرداخت هزینه در جایگاههای مشارکتکننده سوخت دریافت کنند. این طرح همراستا با سیاستهای تازه مدیریت مصرف بنزین معرفی شده و هدفهای آشکار آن کاهش مصرف بنزین، حفظ ذخایر سوخت کشور و حمایت مستقیم از شهروندان اعلام شده است. قیمت مصرفکننده نهایی CNG نیز همان ۶۵۰ تومان به ازای هر کیلوگرم باقی مانده و افزایش کارمزد جایگاهها تنها برای پوشش هزینههای بهرهبرداری تعریف شده است.
چرایی بازگشت CNG به مرکز سیاستگذاری
بازگشت توجه سیاستگذار به CNG را باید در متن ناترازی بنزین و رشد مصرف سوخت جستوجو کرد؛ مشکلی که پس از لغو افزایش نرخ سوم بنزین تا سطح ۱۰ هزار تومان، دولت را به جستوجوی راهکاری سریع و عملیاتی سوق داد. از میان گزینههای مختلف، CNG بهسبب زیرساختهای موجود در کشور و قابلیت پیادهسازی نسبتاً سریع بهعنوان یکی از در دسترسترین راهحلها مطرح شد. ایران طی دو دهه گذشته شبکهای گسترده از جایگاهها، تجهیزات فشردهسازی و دانش فنی مرتبط با CNG ایجاد کرده و این توانایی اجرایی، این سوخت را در مقایسه با گزینههایی مانند برقیسازی در کوتاهمدت اولویتپذیر کرده است. با این حال، هنوز پرسشهایی در مورد چرایی مشارکت تنها بیش از هزار جایگاه از میان کل شبکه موجود مطرح است که نیازمند بررسی و شفافسازی بیشتر از سوی مسئولان است.
بازگشت به یک سیاست فراموششده
بحران سوخت در ایران مسألهای است فراتر از شرایط مقطعی؛ رشد مصرف بنزین، افزایش تعداد خودروهای فرسوده، پایین بودن بهرهوری ناوگان و هزینه بالای یارانه انرژی، مسائل ریشهایای هستند که در دهههای آینده نیز به قوت خود باقی خواهند ماند مگر آنکه سیاستگذاریهای بلندمدت و سازگار با مزیتهای انرژی کشور اتخاذ شود. در دهه ۱۳۹۰، اولویتدهی به توسعه خودروهای کممصرف، ارتقای پیشرانهها، توسعه گستردهتر خودروهای دوگانهسوز و اجرای برنامه اسقاط خودروهای فرسوده آنطور که لازم بود دنبال نشد و غفلت از این حوزه امروز در قالب افزایش مصرف سوخت و تشدید فشار بر منابع انرژی مشاهده میشود. در چنین بستر تاریخی، فعالسازی ظرفیت CNG را میتوان فرصتی برای بازنگری در سیاست سوختی کشور قلمداد کرد؛ بازنگریای که نیازمند اراده، برنامهریزی و همراستایی تولید خودرو با نیازهای انرژی ملی است.
انتخاب سوخت بر اساس مزیتهای ملی
تجربه جهانی نشان میدهد هر کشور مسیر توسعه حملونقل خود را متناسب با منابع انرژی در دسترس و سیاستهای ملی انتخاب میکند؛ در این میان ایران با منابع گسترده گاز طبیعی یکی از کشورهایی است که استفاده از گاز در بخش حملونقل میتوانست سهم بیشتری داشته باشد. گرچه در سالهای اخیر گزینههای دیگری مانند برقیسازی و فناوریهای جدید مطرح شدهاند، اما مزیت نسبی ایران در گاز طبیعی این امکان را فراهم میکند که بهرهبرداری مؤثرتر از CNG بهعنوان بخشی از سبد سوختی کشور مورد توجه قرار گیرد. تأکید بر تطبیق سیاستهای حملونقلی با مزیتهای انرژی ملی، راهکار بلندمدتی است که میتواند فشار بر بازار بنزین را کاهش دهد و از خروج منابع ارزی و پولی دولت جلوگیری کند.
مزیتهای فنی و زیستمحیطی CNG
از منظر فنی، CNG آلایندگی نسبتاً کمتری نسبت به بنزین دارد و در صورت بهرهگیری از پیشرانههای طراحیشده ویژه گاز، میتواند راندمان قابلتوجهی ارائه دهد. موتورهای پایهگازسوز و نمونههای مجهز به فناوری توربوشارژ، در صورت طراحی و تطبیق مناسب، ظرفیت بالایی برای استفاده از این سوخت نشان دادهاند. با این حال، توسعه CNG تنها به تأمین سوخت محدود نمیشود؛ بلکه باید همزمان با بهروزرسانی طراحی پیشرانهها، آموزش فنی و استانداردسازی تجهیزات دنبال شود تا خودروهای گازسوز بتوانند از لحاظ عملکردی نیز رقابتپذیر باقی بمانند. بدون این همگامسازی فنی، صرف افزایش عرضه CNG ممکن است نتایج مطلوب در حوزه کاهش مصرف بنزین و بهبود کیفیت هوا را محقق نسازد.

مزیت زیستمحیطی
کاهش آلایندههای حاصل از احتراق و پایینتر بودن انتشار برخی گازهای مضر در خودروهای گازسوز نسبت به نمونههای بنزینی، یکی از برتریهای قابلتأمل CNG است که در طولانیمدت میتواند به بهبود کیفیت هوای شهرها و کاستن از هزینههای بهداشتی مرتبط با آلودگی منجر شود.
مزیت اقتصادی CNG؛ کاهش هزینه برای ناوگان پرتردد
یکی از دلایل مهم بازگشت تمرکز به CNG، مزیت اقتصادی مشخص آن برای ناوگان پرتردد است. قیمت مصرفکننده نهایی CNG ۶۵۰ تومان به ازای هر کیلوگرم اعلام شده و این سطح قیمتی هزینه سوختگیری را برای خودروهای گازسوز بهطور قابلتوجهی کمتر از خودروهای بنزینی میکند. برای ناوگانهایی که روزانه مسافت زیادی طی میکنند؛ از جمله تاکسیها، وانتبارها و خودروهای تجاری، این صرفهجویی در هزینه سوخت میتواند اثری تعیینکننده بر هزینههای عملیاتی و درآمد رانندگان داشته باشد و در عین حال فشار روی منابع بنزین و پرداخت یارانههای سنگین را کاهش دهد.
مثال عددی از اختلاف هزینهها
بهعنوان نمونه، یک مخزن ۱۰۰ لیتری CNG حدود ۱۶ کیلوگرم گاز فشرده در خود جای میدهد. با قیمت ۶۵۰ تومان به ازای هر کیلوگرم، هزینه پر کردن کامل این مخزن حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ تومان خواهد بود. در مقابل، مخزن استاندارد ۶۰ لیتری بنزین که بسته به نوع سهمیه نرخهای متفاوتی دارد، هزینهای بسیار بالاتر تحمیل میکند؛ بهگونهای که محاسبات نشان میدهد هزینه سوخت بنزینی در سه سطح سهمیهای، نیمهآزاد و آزاد چندین برابر هزینه پر کردن مخزن CNG خواهد بود. این اختلاف هزینه نشاندهنده مزیت رقابتی CNG برای ناوگان پرتردد است، هرچند باید توجه داشت که مقایسه صرف بر اساس حجم مخزن تصویری کامل از تفاوت انرژی ارائه نمیدهد ولی حتی پس از در نظر گرفتن اختلاف انرژی واحدها، مزیت اقتصادی CNG برای استفادههای سنگین همچنان برجسته است.
اصلاح سهمیه بنزین و نقش آن در پازل مدیریت مصرف
در کنار افزایش توجه به CNG، سیاست اصلاح سهمیههای بنزین نیز در دستور کار قرار گرفته است. از زمستان گذشته و با ورود نرخ سوم بنزین به چرخه، کاهش تدریجی سهمیههای ۳۰۰۰ تومانی برای گروهها و اقشار مختلف آغاز شد. برای نمونه، سهمیه ۳۰۰۰ تومانی خودروهای شخصی که ابتدا ۲۰۰ لیتر بود، پس از چند مرحله کاهش به ۷۰ لیتر در فروردینماه ۱۴۰۵ رسید. همچنین گزارشها از تعیین سهمیه مردادماه ۱۴۰۵ برای وانتها حکایت دارد که برای وانتهای دوگانهسوز ۷۰ لیتر و برای وانتهای تکسوز ۱۲۰ لیتر اعلام شده است. هرچند جزییات اجرایی این تغییرات نیازمند اعلام رسمی متولیان سوخت است، اما شفاف است که این اقدامات بخشی از یک سیاست ترکیبی برای مدیریت مصرف انرژی و کاهش وابستگی ناوگان پرتردد به بنزین هستند؛ سیاستی که در کنار جذابیت اقتصادی CNG به دنبال تغییر الگوی مصرف سوخت در کشور است.
زیرساخت CNG در برابر زیرساخت برقی؛ مقایسه ظرفیت اجرایی
یکی از مزیتهای مهم CNG نسبت به برقیسازی، آماده بودن بخش عمدهای از زیرساختهای آن در ایران است. شبکه جایگاههای عرضه، تجهیزات فشردهسازی، مخازن ذخیره و دانش فنی مرتبط در دو دهه گذشته توسعه یافتهاند و این موضوع امکان افزایش سریع سهم CNG را میسر میسازد. در مقابل، توسعه شبکه خودروهای برقی نیازمند ایجاد زنجیرهای گسترده از زیرساختها شامل شبکه شارژ فراگیر، تأمین برق پایدار، تجهیزات انتقال انرژی، مدیریت بار شبکه و سرمایهگذاریهای سنگین در فناوری باتری است؛ موانعی که زمان و منابع بیشتری میطلبند. علاوه بر این، ماده اولیه CNG یعنی گاز طبیعی در داخل کشور به میزان زیادی موجود است و برای افزایش سهم آن در بخش حملونقل، در درجه اول باید بر توسعه تجهیزات، استانداردسازی و اصلاح سیاستهای تولید خودرو تمرکز شود.
شاهکلید موفقیت؛ تغییر سیاست تولید خودرو
با وجود تمام مزیتها، افزایش عرضه CNG بهتنهایی برای تضمین موفقیت این سیاست کافی نیست. نقطه عطف در تحقق اهداف بلندمدت، تغییر بنیادین در سیاست تولید خودرو است. تدوین سیاستی مشخص برای افزایش سهم خودروهای گازسوز در سبد تولید خودروسازان و الزام یا تشویق شرکتها به عرضه مدلهای تمامگازسوز و دوگانهسوز از جمله ضروریات این مسیر است. در حوزه حملونقل عمومی نیز باید برنامهای هماهنگ میان شهرداریها، سازمانهای حملونقل و خودروسازان شکل بگیرد تا ناوگان تاکسی، وانتهای بینشهری و خودروهای تجاری جدید بهتدریج به فناوریهای گازسوز، دوگانهسوز، هیبریدی یا برقی تجهیز شوند. این رویکرد بهویژه برای ناوگان پرتردد که سهم بزرگی در مصرف سوخت کشور دارند اهمیت دارد؛ چرا که جایگزینی خودروهای پرتردد بنزینی با نمونههای گازسوز میتواند تأثیر بیشتری بر کاهش مصرف بنزین نسبت به تغییر الگوی سوخت خودروهای شخصی کمکارکرد داشته باشد.
پایان موقت یا آغاز برنامه بلندمدت؟
عرضه رایگان CNG در شرایط فعلی ممکن است بهعنوان یک واکنش موقت به بحران سوخت تلقی شود، اما اهمیت واقعی این اقدام در صورتی مشخص خواهد شد که بهعنوان بخشی از یک برنامه بلندمدت و مستمر پیگیری شود. ایران برای عبور از مشکلات ناشی از ناترازی بنزین و فشار بر منابع انرژی تنها به افزایش تولید نیاز ندارد؛ بلکه باید از ظرفیتهای بالفعل به گونهای هوشمندانهتر استفاده کند. CNG از آن جهت یک گزینه عملیاتی و سریع است که هم زیرساختهای آن موجود است، هم با مزیت انرژی ایران هماهنگ است و هم میتواند در کوتاهمدت و بلندمدت به کاهش مصرف بنزین، کاستن از هزینههای دولت و افزایش بهرهوری انرژی کمک کند. با این حال، تحقق چنین چشماندازی منوط به رویکردی فراگیر است که از تمرکز صرف بر عرضه سوخت فراتر رفته و شامل اصلاح زنجیره کامل حملونقل، از تولید خودرو تا نوسازی ناوگان و توسعه فناوریهای مرتبط باشد.
جمعبندی؛ CNG بهعنوان بخشی از نقشه راه حملونقل
بازگشت توجه به CNG حامل این پیام است که سیاستگذاران در جستوجوی راهحلهایی هستند که هم قابلیت اجرای سریع داشته باشند و هم با مزیتهای ملی همخوانی داشته باشند. عرضه رایگان CNG در بیش از هزار جایگاه و حفظ قیمت ۶۵۰ تومانی برای مصرفکننده تا اطلاع ثانوی، گامی در راستای کاهش مصرف بنزین و حمایت از مردم است، اما برای تبدیل این اقدام به یک دستاورد پایدار لازم است سیاستها بهسمت تدوین برنامهای جامع حرکت کنند که تولید خودرو، استانداردسازی فنی، توسعه زیرساخت و ترغیب ناوگان پرتردد به استفاده از گاز را شامل شود. در غیر این صورت، CNG ممکن است تنها پاسخی موقت به یک مشکل مقطعی باقی بماند، در حالی که ظرفیتهای آن میتوانند بخشی از نقشه راه بلندمدت حملونقل کشور باشند؛ نقشه راهی که هم از فشار بر منابع بنزین بکاهد و هم از ظرفیت بزرگ گاز طبیعی ایران بهرهبرداری بیشتری کند.







گفتگو
نظر بگذارید
نظرات (7)
برای شهرای شلوغ خوبه، ولی ای کاش درباره ایمنی مخزنها و استاندارد جایگاهها هم بیشتر میگفتن
حس میکنم دوباره یه سیاست کوتاهمدت دیگه داریم... اگر زیرساخت و تولید هماهنگ نشن، باز هم برمیگردیم سر خونه اول
جمعبندی مقاله منطقیه. مسئله فقط سوخت نیست، تولید خودرو و اسقاط هم باید جدی بشه
من خودم با ماشین دوگانهسوزم، این قیمت CNG واقعا فرق داره توی هزینه ماهانه، ولی جایگاه کم دردسر میشه
رایگان؟ تا کی؟ اگه موقتی باشه که بیشتر شبیه مُسکنه تا راهحل
بد نیست، برای تاکسی و وانت خیلی بهصرفهست... فقط کاش این طرح نصفهنیمه نمونه
این CNG اگه درست اجرا بشه واقعا میتونه فشار بنزین رو کم کنه، ولی شفاف نگفتن چرا فقط هزار جایگاه؟!